|
2) سید علی محمودی کامکاران، متولد 1363، نوازنده ضرب، تمپو، تومبا و ادوات پرکاشن؛
او از کودکی به موسیقی و علی الخصوص موسیقی پاپ علاقه نشان می داد. در خانواده ای بزرگ شد که رشد و پیشرفت عـلی در زمـیـنـه مـوسـیـقی برایشان حائز اهمیت بود. به نظر مـهـدی (سرپرست گروه) در خانواده علی، آقای محمودی (پدر علی) همواره نسبت به فعالیت او در زمینه موسیقی دقت خاصی داشته است، به طوری که اغلب با تشویق وی و یا با گرفتن ایراداتی از کار او همواره سعی داشته است علی را ترغـیب به کار موسیقی کند. همچنین مادر علی و خواهران او نـیـز همواره پشتیبانان خوبی برای علی بوده اند و علی از نظر رشد و شکوفایی موسـیـقی در موقعیت خانوادگی خوبی قرار داشته است.
علاقه علی از همان دوران کـودکی به سازهای کـوبه ای بیشتر بود و از همین جهت در نوجوانی ساز ضرب را به عنوان شروع فعالیت جدی اش در زندگی هنری انتخاب کرد. استعداد علی در زمینه موسیقی بسیار نمایان بود به طوری که از همان ابتدا ریتمهای بسیار مشکل ضرب را با دیدن دست نوازندگان می نواخت. علی برای شروع ابتدا داوود شرفی را به عنوان اولین استاد ضرب برگزید. سپس در اردیبهشت سال 81 با مهدی پا به دنیای موسیقی حرفه ای گذاشت و این در دورانی بود که مهدی به فکر شروع کار گروهی افتاده بود. در همان زمان با مهدی نوازندگی ضرب- تمپو را تجربه کرد که به اعـتـقاد مهدی، شاگرد از استاد پیشی گرفت. علیدر سال 81 همزمان هم برای گروه کار می کـرد و هم مشغول مطالعه برای کـنکور بود و در همین زمان حدود یک سالی را به خدمت استاد مرحوم شروعی رفت و به فراگیری ساز تومبا مشغول شد. او در سال 82 یک دوره تکمیلی ضرب را با استاد بهنام جاوید تجربه کرد.
علی حدود دوسالی را برای تحصیلات دانشگاهی در مشهد به سر برد و درنتیجه در این دو سال زمان کنمتری را با گروه سپری کرد.البته در همین دوران دانشجویی جدا به سختی افتاد، چراکه گروه مشغول رکورد آلبوم اول بود و علی مجبور بود برای رکورد حدود چند ماهی را دائما بین تهران و مشهد در سفر باشد.
علی بعد از این غیبتهای نسبتا طولانی با انرژی مضاعف به جمع گروه باز گشت تا در کارها و برنامه های جدید گروه شریک باشد به مانند آن زمان که در کار آلبوم اول گروه شرکت داشت.
در زمینه ادوات پرکاشن نیز او و مـهـدی با هم به تمرین در این زمینه پرداخـتـنـد. همچنین دز بعضی آهنگها نیز علی به عنوان همخوان گروه مطرح شده است و با صدای خاص خود جلوه ای ویژه به کار گروه همخوانان داده که انصافا در این مورد نـیـز خوب از پس کار برآمده است، به هیچ عنوان خارج خوانی ندارد که البته برای کسی که از کودکی با موسیقی بزرگ شده امری بدیهی است.
در کـل عـلـی از اعـضای قـدیمی گـروه به حساب آمده و همواره به عنوان یک پـشـتـیـبـان خوب برای گروه و علی الخصوص برای مهدی به حساب می آید. او که هـیچگـاه لـبـخـنـد از لـبانـش کنار نمی روددر کار موسیقی با جـدیـت تـمـام پیش می رود و می گــویـد:
«هدف من خود موسیقی است چون به آن علاقه دارم و به هیچ وجه در موسیقی به دنبال مادیات نبوده ام، ما یک کار تــُپـل با رضا منصوری و مـهـنـدس دادیـم؛ سپس با صدای بـلـنـد می خندد و می گوید خـب بـه جای تپل معادلش را بنویسید. ولی در ادامه با همان لبخند همیشگی اش به نکته ای اشاره می کـندکه حکایت از دل پرخون او دارد؛ گروه ما به آنچه استحقاقش بوده نرسیده، به عـلت مسائـل بسیاری که با آن روبرو شدیم، چون خیلی ها نخواستند که جمع ما جمع باشد، که کار کنیم، کـه ادامه دهـیـم، چـوب لای چـرخ ما بـسـیـار گـذاشـتـنـد کـه اسـم نـبـریـم بـهـتـر اسـت.
وقتی از علی آهـنـگـهـای مورد عـلاقـه اش در گروه را پـرسـیـدیـم گـفـت تو رو خدا ایـنـقـدر این سئوال سخت رو از من نـپـرسـیـد، من هـمه آهـنـگـهـای گـروه را دوسـت دارم. امـا بـه اصرار ما مـجــبـور شـد تـا بـه سـه آهـــنــگ " تــــب رویــــا " ، " چـشـمـک " و " عـاشـق تـریـن" اعـتـراف کـنـد.
علی از گروه و سرپرستی آن رضایت کامل داشته و سرپرست گروه را فردی فداکار، سخت کوش و نکته سنج می داند. او اعضای گروه را پرانرژی و با آتــیـه می دانـد و اعتقاد دارد که نـظـم در کـار گــروه حـرف اول را می زنـد و هـمـواره خـطـاب بـه اعـضـای گــروه می گــویــد:
"دیـر آمـدن و دیـر رفـتـن بـی انـظـبـاطی اسـت."
"بـه مـوقـع آمـدن و بـه مـوقـع رفـتـن وظــیـفـه اسـت."
"زود آمــدن و دیـــر رفــتـن ایـــثـــار اسـت."
"دیـــر آمـدن و زود رفـتـن خـیـانــت اسـت."
|