در ایـن بـخـش به معرفی شاعران و ترانه سرایان گــروه می پردازیم چراکـه گـروه تب رویا دارای شاعران اختصاصی می باشد.
|
1) دکـــتــر پـیـمـان صـفـردوسـت متولد 1360
از دوستان بسیار قدیمی مهدی که هر دو در یک محله زندگی می کردند و همین دلیل خوبی بود تا یکدیگر را بهتر درک کنند و برای کار گروه نیز ایـده های نـزدیکی داشته باشـنـد.
آقای صفردوست اولین شعـر را برای گروه در بهمن سال 1380 سرود؛ آنجا که مهدی از آهـنگـش می گفت و پیمان آنرا به شعر می نوشت ، چه جایی بهتر از پارک میعاد در مـحـلـه آنها میتوانست در یک شب زمستانی شعـری به مانـنـد تب رویا را بسازد.
بعد از آن نیز پـیـمان بـارهـا و بـارهـا به خاطر گروه به زحمت افتاده و دست به قلم شده است و همان چیزی را نوشته که خواست سرپرست گـروه بوده است. 
در آلبوم اول گروه شـعـر تمام قـطعـات بـه جـز یک قـطـعـه را پیمان صفردوست سروده است. او با نوشته هایش بسیار ظریف و فنی برخورد می کند و در عـیـن حال می توان عواطف و جمله های پر معنی را در پس کلمات ساده ای در نوشته اش یافت.
از جمله اشعار مورد علاقه آقای قدیمی در آلـبوم اول گـروه از مجموعه شعرهای صفردوست می توان به فریاد ، سحر و تنهایی اشاره کرد و الـبـتـه تـب رویـا هم که جای خود دارد، هـر چـنـد که سایـر اشعار آقای صـفـردوسـت هــم واقعا خواندنی هـسـتـنـد.
دکتر صـفـردوسـت از مجمـوعـه سـاخـتـه هـای مـهـدی قـدیـمی آهـنگ "خـواهـش" را بـیـشـتــر مـی پـسـنـدد.
مـن نـگــفـتـم در مـسـیــر رفـتـن مـن جـاده بـاش
دسـت یـاری خـواسـتـم گــفـتـم بـیـا و سـاده بـاش
ایـنـقـدر بـا نـاز خـود بـالا و پـایـیـنـم مــکــــن
چـون درخـت بـارور پـرسـایـه و افـتـاده بـاش
"چـنـد شـعـر از پـیـمـان صـفـردوسـت"
|
|
2) مـحـمـد ظـفـرمـنـد کـاشـانـی متولد 1331، معلم شاعر و ترانه سرا، مـتـخـلـص بـه نــســیــم؛
الـبـتـه بـهـتـر اسـت بگـویـیـم مـرحـوم مـحـمـد ظـفـرمـنـد کـاشـانـی، چرا کـه در بـهـمـن سال 1383 اجـل او را مهلت نداد و به همین خاطر عکسی از او نداریم و به عکس منزل جاودانه اش اکـتـفـا کرده ایم.
او از دبیران دوره تحصیل مهدی قدیمی بود و آشنایی او با مهدی به سال 1373 باز می گـردد.
نسیم در آذر سـال 83 تعدادی از اشعار خود را به مهدی قدیمی داد تا از آن اشعار در کارهـایـش استفاده کند. قدیمی نیز بعد از دریافت مجوز اشعار تصمیم گرفت تا برای تعدادی از آنها آهنگسازی کند، چون واقعا اشعار او به دل مهدی قدیمی نشسته بودند و از طرفی قدیمی نـیـز می خواست تا حق استاد را ادا کرده باشد، که البته عمر نسیم کوتاه بود و به آنجا نرسید تا شـعـر خـود را با آهـنـگ مـهـدی درهـم بـبـیـنـد.
او مردی دگرخواه، انسان به معنای واقعی و با وجــدان بـود. آرامـش او در مـقـابل دیگـران و مـتـانـتـش در ارتباط با آنها مثال زدنی بود.
قدیمی با اشعار و ترانه های نسیم ارتباط خـوبی برقـرار کـرده و می گـویـد در آلـبوم دوم گـروه حـتـمـا شاهد چندین آهنگ با شعر نسیم خواهیم بود.
از اشعار زیبای نسیم می تـوان بـه " تـورومی خـوام" و "عـاشـق تـریـن" اشـاره کــرد.
نکته جالب اینکه روز تـولـد نـسـیـم و مهدی هر دو 20 آذر می باشد!
« روحـش شـاد و یـادش گـــرامـی »
مـن و دل روزی كـه خـوب هـم رو شـنـاخـتـيـم
دل بـــه دريــا زده بــا هـمــديــگـــه سـاخـتـيـم
دسـتــمــون پـــيـش هـــمــه رو شــد و آخــــــر
تـوو قـــمـار زنــدگـــی دنــيــارو بــاخــتـــيــم
"چـنـد شـعـر از نـسـیـم"
|
|
3) پــرویـــن روحـانـی متولد 1359،
در آبان سال 1385 با سـرپـرسـت گـروه آشـنـا شـد و دفـتـرچـه اشـعـارش را در اخـتـیار مهدی قدیمی گذاشت. قدیمی نیز بعد از مـطـالـعـه اشـعـار او با دیدن احساس پاک و نابی که در نوشته های روحانی احساس می شد، تصمیم گـرفت تا از ایـن اشـعـار اسـتـفـاده کـنـد.
قدیمی می گـویـد: سادگی ، صداقت و احساس در ترانه های پروین مرا مـنـقـلـب ساخـت و به قـدری جذب این اشعار شـدم که حـیـفـم آمــد برای آنها آهنگی نسازم.
از جمله اشعار خانم روحانی که مهدی قدیمی برای آنها آهنگسازی کرده است می توان به "لـجـبـازی" ، "خـــاطـــره" و "بــه مـــن بـگــو" اشـاره کــرد. در این میان لـجـبـازی شـعـری بـود کـه با آهـنـگ مهدی قدیمی جای خود را در دل اغلب شـنـونـدگــانـش بـاز کـرده اسـت.
خانم روحانی با اشعار خود یاری خوب برای گروه تب رویا محسوب می شود و همواره اشعار جدیدش را نیز در اختیار مهـدی قدیمی قرار می دهـد، اما افسوس که قدیمی زمان کافی برای ساخت آهنگ بر روی ایـنـهـمـه شـعـر را نـدارد. ولی مهدی قدیمی همیشه از اشعار روحانی به نیکی یاد می کند و می گوید در آلبوم دوم گروه و در کنسرتها حتما از اشعار او استفاده خواهم کرد.
حـرفی نـمـونـده نازنـيــن تـوبــرو راهـی نــداريــم
می دونـم كــه هـردوتامـون، شـبـاتـاسـحـربـيــداريم
نـازنـيـنـه مــن هـمـيـنـه، عـاشـقـا كـاشـكی بـميــرن
ديگــه بـارون نـمی باره، عـاشــقـا مـثــل كــويــرن
پا می زارم روی احـسـاس ايــنــا حـرفـای دلــم بود
ديگه تونيستی وافــسوس،عــمـرعــشـق ماچه كم بود
"چـنـد شـعـر از پـرویـن روحـانی"
|
|
4) مـهـدی لـرقـدیـمی، سرپرست گـروه تـب رویـا؛
که گاهی هم دست به قلم می شود و به قول خودش تـرانـه سـرایـی می کـنـد. از آهـنگـهای آلـبـوم اول می توان به آهـنگ "آرزو" اشاره کـرد و بعد از آن نیز ترانه هایی همچون "بــاور" ، "زندگی رنگی" و "مسافر" که مهدی قدیمی سـرایـنـده آنهـا بوده اسـت.
به گفته خودش خیلی تصادفی دریافت کـه می تـوانـد تـرانـه هم بگـویـد: در شهریور سال 1382 که برای عوض کردن آب و هوا به شمال سـفـر کـرده بـود به طور ناخواسته در کنار عظمت دریای شمال کـلمات از ذهـن مـهـدی به روی کاغـذ نـقـش بـسـتـنـد و تـرانـه آرزو را پدید آوردند. بعدها قدیمی باز هم سعی کرد تا ترانه بگـویـد و بـبـیـنـد آیا واقعا ذات چنین کاری را دارد یا نه!؟ که در آذر همان سال توانست دومین ترانه خود را با نام باور به روی کاغذ آورد.
مهدی قدیمی تا به امروز هــفــده تـرانـه را در دفـتـر اشعارش نوشته که الـبـتـه این رقم برای اورکـورد محسوب نمی شود اما می تواند حکـایـت از اسـتـعـداد هـنـری و ذاتی اش داشته باشد.
دیـوانه شــدم چونکــه دلــم تاب نیاورد
کــز زخم زبونت به چِـشَم خواب نیامد
عمری دلکم با نفس بوی تو خوش بود
پــروانه شد و در بـر شمع تـاب نیاورد
"چـنـد شـعـر از مـهـدی قـدیـمی"
|
|
5) مـاهـرخ سـالاری متولد 1356،
از دوستان و همکاران شادی خجسته تبار که به واسطه او توانست با سرپرست گـروه آشـنـا شـود. خانم سـالاری کـه مدرس زبان انـگـلـیـسی می باشد بعـضی اوقـات زبـان مـادری را به زبـان بـیـگــانـه تـرجـیـح داده و به ترانه سرایی می پردازد او علاقه بسیار زیادی به این کار دارد.
مهدی قدیمی پس از خواندن چند نوشته از ترانه های خانم سـالاری، حـس غـریـب خوبی را در آنها یافـت و هـمـیـن باعـث شـد تا از او بخواهـد دو ترانه با مـوضـوعـاتی خـاص بـرای گـروه بـگـویـد. بـدیـن تـرتـیـب ماهـرخ سالاری دست به کار شد و به اصطلاح خودی نشان داد. قـدیمی هم قول داده تا برای دو اثر ماهـرخ به نامهای "حسرت سرد" و "دل شکسته" در فرصتی مناسب آهـنگــسـازی کـرده و در گـروه اسـتـفـاده کــنـد که در حال حاضر کار آهنگسازی حسرت سرد انجام شده است و ماهرخ می تواند شعر خود را با آهنگی از مهدی بـبـیـنـد.
وقـتـی کــه آه لـحـظــه هـا، حـسـرت سـرد رفـــتـــه هـا
می یاد و ویـرون می کــنـه هر چی نـفـس توسـیـنـه هـا
غــم دیـگـــه گــفـتـن نــداره، غـُصــه شــنـــفـتـن نـــداره
هـر چی کـه هـسـت رفـتـه بـه بـاد،مـونـــدن و بـاخـتـن نداره
"چـنـد شـعـر از مـاهـرخ سـالاری"
بـدیـن تـرتـیـب در آبان 1387 ماهـرخ سالاری هـم به عـضـویـت گـروه در آمـد وبرای سـرودن شـعـر با هـر موضوعی اعـلام آمـادگـی کـــرده اسـت.
|
![]()
|